s

 در جهان یه اتفاق بزرگ افتاد و من تصمیم گرفتم که تغییر کنم ( من مرد میشوم ؟ )


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 13 آبان ماه سال 1387
رفتنت زیر بارون
تو باشی کیمیا میشه - تنه خاکستر لحظه
نباشی موندنی میشه - من و تنهایی و پرسه


آدرس جدید وبلاگ
www.mutation.mihanblog.com


پاییز آمد و باران را با خودش آورد ، و باران آمد و تو را باخودش برد !

رفتنت زیر بارون | حمید رضا زارعی
رفتنت زیر بارون ، تیتر خبر همین بود !
رفتنت زیر بارون ، رسم زمونه این بود !
به زندگی رسیدن ، بال پرش رو کم داشت !
رفتنت زیر بارون ، لبخندو ساده  برداشت !

تنها یه جایه پا بود ! سهم تموم غم هام !
تنها یه ردپا بود ! به سمت خواب و رویام !
گم شده بودی اما ! سیب طلا رو چیدم !
پله به پله رفتم ، اما تورو ندیدم !

تو چنگ مه اسیرم جای صدات کی لب زد !
کی بود که مثل سایه مسیرم عوض کرد !
مسیر من عوض شد به سمت آخرین ابر!
رنگین کمون بدل شد به سایه ای مثله مرگ !

افسوس که تو سیاهی نگاهه ماه و داری !
بازم شدی برنده مدال آه رو داری !
دلم شکست مهم نیست ، تیتر خبر همین بود !
گم شدنم تو جاده ، اصله قصه همین بود !

تو اونجا پیش ابرا منتظرم نموندی !
من اینجا گم شدم باز تیتر مرگو نخوندی  !
دلم شکست مهم نیست ، تیتر خبر همین بود !
گم شدنم تو جاده ، اصله قصه همین بود !

بازم یه خواب و رویا ، من از این خواب پریدم !
رویای دیدنت رو تو بیداری ندیدم !

دوشنبه 13 آبان ماه سال 1387
دلم برای مرگ ها میسوزد

دلم برای مرگ ها میسوزد
دلم برای مرگ ها میسوزد !

دلم برای مرگ این شبهای بارانی میسوزد !
دلم بر این سکوت طولانی می گیرد !
دلم برای مرگ این دریای طوفانی می نالد !
دلم بر این شکست شاخه یی در پاییز میمیرد !

بیا از مرز این طوفان رها شیم !
بیا بر این افق ها ما صدا شیم !
بیا سوی نگفتنها نمونیم !
بیا رسوایی دل را نخونیم !

هنوزم نوبت من باشه از اول !
بیا با یکی شدن  غم بشه آخر !
بیا این تیر خلاص بزنیم به بی خیالی !
بیا تا رویا نباشیم بیا تا همیشه باشیم !

پیش پای این مترسک دیگه من دلی نمیدم!
دیگه من برای رفتن جاده ی تو رو نمیرم !
ولی آخر  این مترسک همیشه صاحبمونه !!
همیشه ماییم یه برده همیشه دل میسوزونه !

بیا از مرز این طوفان رها شیم !
بیا بر این افق ها ما صدا شیم !
بیا سوی نگفتنها نمونیم !
بیا رسوایی دل را نخونیم !

دلم بر این صدای وهم انگیز می نالد !
دلم بر این دل غمگین من میسوزد !
دلم آخر برای این شکست حبس انگیز به آرامی میگرید!
دلم بر کوچه ی تنهایی خودم میگرید و  میمیرد ...

----

دلم برای خودم میسوزد ، می نالد ، می گرید ، میگیرد و برای همیشه میمیرد
پس مردن سهم همه من شد !! ...


کلیه حقوق و امتیازات ِ این اشعار متعلق به حمید رضا زارعی میباشد ©

قاب عکس لخت و خالی روی دیوار دیگه نیستی * همنفس بودی یه روزی دیگه نیستی دیگه نیستی ! * تو دیگه نیستی و چشمات دیگه جای گم شدن نیست * بی تو تن پوش ترانه مرهم زخمای من نیست

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>
طلوع کننده ها

تعداد بازدیدکنندگان : 11246

پشتیبانی


RSS

Firefox 2
Get Thunderbird!





Copyright © 2008
Template Designed By
Hamid reza zareai